شرایط کنونی و پیامدهای جهانی

شرایط کنونی و پیامدهای جهانی

‎روشن گران

شرایط کنونی و پیامدهای جهانی

جهان امروز در وضعیتی ایستاده است که خشونت، دیگر نیازی به فریاد ندارد. توحش، از چهره عریان فاصله گرفته و در جامه‌ای متمدنانه، اخلاقی و حتی انسان‌دوستانه ظاهر شده است. این جهانی است چنگال‌شده؛ جهانی که در آن، قدرتهای مسلط در خواب ناز و رفاه انباشته، حیات و کرامت دیگران را می‌بلعند و خون‌خواری خویشرا با زبان قانون، دین، دموکراسی و حقوق بشر توجیه میکنند. در چنین نظمی، واژه‌ها پیش از آنکه حامل معنا باشند، ابزار پوشاندن حقیقت‌اند.

بی‌ثباتی و ناامنی امروز، تنها حاصل جنگ‌ها و بحران‌های آشکار نیست، بلکه ریشه در فروپاشی عمیق اعتماد دارد. اعتماد به زبان مذهب، اعتماد به شعارهای عدالت‌خواهانه، و اعتماد به ادعاهای دموکراتیک، به‌شدت فرسوده شده است؛ زیرا این زبان‌ها، بارها و بارها در خدمت سرکوب، حذف، تبعیض و سلطه به کار گرفته شده‌اند. جامعه جهانی با نوعی پارگی اخلاقی مواجه است؛ جایی که گفتار از کردار جدا شده و حقیقت، در میان انبوه روایت‌های آراسته و رسانه‌ای، خفه می‌شود.

جهان کنونی، جهانی است که در آن مدعیان انسانیت، خود به عاملان ناامنی بدل شده‌اند؛ جهانی که در آن، خشونت نه استثنا، بلکه قاعده است و اخلاق، بیشتر به تزئینی سیاسی شباهت دارد تا معیاری انسانی. در چنین شرایطی، انسانِ عادی بیش از هر زمان دیگری بی‌پناه شده است؛ بی‌پناه در برابر قدرت‌هایی که خود را نجات‌بخش معرفی میکنند، اما ویرانی می‌آفرینند.

در تکمیل این تصویر تیره و بی‌پرده از جهان کنونی، نمی‌توان از مصادیق عریان و خونین این درنده‌خویی سازمان‌یافته چشم پوشید. درنده‌خویی مذهبیون عرب در یمن، که سال‌هاست کشوری فقیر را به آزمایشگاه مرگ، قحطی و ویرانی بدل کرده‌اند؛ فاجعه افغانستان، جایی که بنیادگرایی مذهبی با قرائتی خشن و قرون‌وسطایی، حیات اجتماعی، آزادی و کرامت انسانی را خفه کرده است؛ و وضعیت ایران،سوریه که در آن قدرت دینیِ نهادینه‌شده، سرکوب، تبعیض و حذف سیستماتیک را به نام ایمان و اخلاق توجیه میکند، همگی گواه آن‌اند که مذهبِ پیوندخورده با قدرت، چگونه می‌تواند به ابزاری برای وحشیگری ساختاری بدل شود.

در سوی دیگر، درنده‌خویی دولت اسرائیل در غزه، با کشتار غیرنظامیان، محاصره، و نابودی عامدانه زیرساخت‌های حیاتی، چهره‌ای آشکار از خشونت سیستماتیک و بی‌اعتنایی به جان انسانها را به نمایش میگذارد؛ خشونتی که با حمایت سیاسی و رسانه‌ای قدرت‌های جهانی، در پوشش «دفاع مشروع» تطهیر می‌شود. خون‌خواری روسیه در اوکراین نیز نمونه‌ای دیگر از جهانی است که در آن، رقابت‌های قدرت، سرنوشت میلیون‌ها انسان را به گروگان گرفته و جنگ را به ابزار تثبیت نفوذ بدل کرده است، بی‌آنکه جان انسان‌ها ارزشی مستقل داشته باشد.

و چه قبیح‌تر از آنکه ایالات متحده، با فجیح‌ترین اشکال مداخله و فشار اقتصادی در ونزوئلا، جهان انسانی و عدالت اجتماعی را به جنگلی از وحشت و بی‌ثباتی فروکاسته است؛ آن‌هم زیر نام‌های پرزرق‌وبرق «آزادی»، «دموکراسی» و «حقوق بشر». تحریم، محاصره اقتصادی و مداخله سیاسی، نه ابزارهای اخلاقی، بلکه اشکال مدرن جنگ علیه مردم‌اند؛ جنگی خاموش که قربانیانش کودکان، بیماران و فرودستان‌اند.

مجموعه این وقایع، تصویری واحد از جهان امروز ارائه می‌دهد: جهانی که در آن، قدرت برای توجیه خشونت خود، همواره روایت می‌سازد؛ جهانی که در آن، مرز میان حق و باطل، آگاهانه مخدوش میشود؛ و جهانی که انسان، بیش از هر زمان دیگر، به عدد، آمار و ابزار تقلیل یافته است. این وضعیت، نه محصول تصادف، بلکه نتیجه عادی‌شدن دروغ، بی‌حسی اخلاقی و بی‌پاسخ‌ماندن جنایت است.

پیامد چنین جهانی، چیزی جز گسترش ترس، مهاجرت‌های اجباری، فروپاشی اجتماعی و چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت نیست. اگر این روند ادامه یابد، آنچه از «تمدن» باقی میماند، صرفاً لاشهٔ توخالی خواهد بود؛ پوسته‌ای که زیر آن، جنگل حاکم است. آینده بشر، بیش از هر زمان دیگر، وابسته به این است که آیا حقیقت، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی میتوانند بار دیگر جایگاه خود را باز یابند، یا جهان همچنان در دست درندگانی خواهد ماند که ویرانی را با واژگان زیبا می‌آرایند

 

Bookmark the permalink.

© 2021 ، روشنگران همه حقوق محفوظ است.